سلام دوستان عزیز قبل هر چیز روز ازدواج رو تبریک میگم به همه شما جوانانی که ازدواج کردید و یا تو سن ازدواج هستید اما ازدواج نمیکنید به علت اینکه کسی بهتون زن نمیده و یا اینکه کسی بهتون زن میده اما قصد ادامه تحصیل دارید و یا اینکه کسی بهتون زن میده٬ قصد ادامه تحصیل هم ندارید اما کار ندارید و یا اینکه کسی بهتون زن میده٬ قصد ادامه تحصیل هم ندارید٬ کار هم دارید اما خونه ندارید و یا اینکه کسی بهتون زن میده٬ قصد ادامه تحصیل هم ندارید٬ کار هم دارید٬ خونه هم دارید پس دیگه چه مرگته بابا برو زن بگیر دیگه !!!

به مناسبت این روز فرخنده آقای اتاق فرمان کلیپی آماده کردن از زندگی یک زوج موفق که با هم میبینیم:

زن: ما دیگه نمیتونیم با هم زندگی کنیم ازدواجمون دیگه نمیتونه ادامه پیدا کنه! گفتنش دردناکه ولی من به تو هیچ وقت علاقه نداشتم دیگه هم ندارم باید قطعش کنیم

مرد: ولی من به تو علاقه دارم!

زن: میدونم تو به خودتم خیلی علاقه داری

مرد: خوب این طبیعیه مثل هر کس دیگه٬ تو خودت رو دوست نداری؟

زن: نه خود اینجوریم رو دوست ندارم با تو دارم میپوسم

مرد: چرا پای منو وسط میکشی! تو داری یه بحران شدید روانی رو طی میکنی و طبیعیه که از هرکس و هر چیزی ممکنه بدت بیاد

زن: نه نه من دیگه این شر و ورهای تو رو گوش نمیکنم در باب وصل و یگانگی و استهال در دیگری و با معبود یکی شدن و این مزخرفات تو عملا نشون میدی یه آدم دیگه ای هستی

مرد: تو چطوری میتونی ثابت کنی؟....

زن: ۱۸۰ درجه حرفت و عملت با هم فرق میکنه٬ یک ذره به فکر من و بچه ات نیستی

مرد: چطور ممکنه؟!

زن: کله ات رو کردی تو اون کتابای لعنتی میخوای همه خفه خون بگیرن من دیگه نمیتونم تحملت کنم

مرد: تو میخواهی که من اونی باشم که خودت میخواهی من باشم؟ اگه اونی باشم که تو میخواهی اونوقت دیگه من من نیست یعنی من خودم نیستم

زن فریاد میکشد: من من من من اه !

مرد با عصبانیت: خوب آره تو واقعا خودتی؟ تو آدم دو سال پیشی؟ تو اون آدمی هستی که من میشناختم آره؟ یعنی تو اصلا عوض نشدی؟

زن: نه عوض نشدم تو رو دیگه دوست ندارم

مرد: مهشید واقعا اینجوریه؟! یعنی اون همه زمزمه ها زندگی ها عشق ها همه دروغ بود؟!

به به واقعا عجب فیلمیه این هامون! عجب بازی ای میکنه خسرو شکیبایی!! راستی آقای اتاق فرمان باز شما دیشب نشستی هامون دیدی جو گیر شدی! درسته که این سکانس بسیار زیبا بود ولی قرار بود شما یک کلیپ از یک زوج موفق رو به بینندگان عزیز نشون بدی! حواست رو جمع کن دیگه!

ولی خوب این سکانس نشون داد که آقایون عزیز مثل این حمید هامون نشینید هی کتاب فلسفه ملسفه بخونید و تو کف اینکه چرا ابراهیم اسماعیل رو میخواست بکشه و این چیزا باشید و بی خیال زن و بچه تون بشید! به جای این کتابها برید برنامه گلبرگ زندگی رو تماشا کنید که ظهر پنجشنبه از شبکه سه پخش میشه و  از سخنان آموزنده و پر فیض حاج اقا دهنوی (مو قشنگ) بهرمند شوید تا کارتون مثل برادر هامون به کندن قبر تو ساحل و زدن به دل دریا نرسه !

خوب حالا که به یاد حاج آقا دهنوی افتادیم و  از آنجایی که کلا ایشون جواب همه ی مسائل شرعی خانوادگی و ناموسی را در آستینشان دارند٬ ارتباط تلفنی برقرار کردیم با حاج اقا تا علت حذف ناگهانی تصویر روحانی فیلم «لطفا مزاحم نشوید» از بیلبوردهای تبلیغاتی را جویا شویم:

سلام علیکم حاج آقا

علیکم السلام و رحمهّ الله بفرمایید

حاج آقا چرا تصویر روحانی فیلم را از روی بیلبوردها حذف کردند؟

ضمن تبریک این روز خجسته عرض کنم خدمت شما که این کار متدین برادارن ارشادی ما نشانه ی تیزهوشی آنهاست که جلوی این حرکت توهین آمیز به جامعه ی روحانیت را گرفتند

یعنی شما فکر میکنید قرار گرفتن عکس یک روحانی بر روی بیلبورد توهین به روحانیت است؟

به هیچ وجه اگر تصویر مناسبی از روحانی باشد مشکلی نیست٬ در واقع اگر به تصویر مورد نظر دقت کنید متوجه مشکل منکراتی آن میشوید

والله ما که هر چی نگاه میکنیم متوجه نمیشیم!

اگر دقیقتر نگاه کنید میبینید که نگاه این روحانی به سمت آن خانم مانتویی که عینک آفتابی بر چشم دارد و در کنار شوهرش ایستاده متمرکز شده است یعنی این تصویر٬ روحانی ای را نشان میدهد که به ناموس مردم چشم دوخته است و این نگاه از نوع کشدار است و نگاه کشدار هم از روی لذت نفسانی است! نگاه از روی لذت به ناموس مردم آن هم از سوی یک روحانی بسیار توهین آمیز است!

 احسنت حاج اقا ما که عقلمون به این چیزا قد نمیده !

خوب اگر شما هم به جای دیدن فیلمهای منحوس غربی از کارگردانهای منحوسی همچون پازولینی و برتولوچی و... بیایید سی دی های سخنرانی ها ی ما را بخرید و تماشا کنید عقلتان سر جایش میآید.

خیلی ممنون از اینکه به فکر عقل ما هستید حتما میخریم حاج آقا

معید و سربلند باشید

 

اما در روز ۱۳ آبان موسوم به انقلاب دوم خبرنگار بدون مرز ما گزارشی تهیه کرده که به سمع و حضورتان میرسونیم:

۱۳ آبان میدان آزادی در جمع دانش آموزان غیور نسل سوم انقلاب: 

برداشت اول:

گزارشگر: سلام امروز یادآور کدامیک از خاطرات و حوادث انقلابیه؟

دانش آموز دختر: برای اینکه روز دانش آموزه!

(پشت صحنه) گزارشگر زیرلب: دختر حون بگو تسخیر لانه جاسوسی و تبعید امام به ترکیه

گزارش گر: میدونستی ۱۳ آبان چه روزیه؟

دانش اموز دختر: ۱۳ آبان؟ نه ( میخندد)

..........................................................................................

برداشت دوم

گزارشگر: نقش دانش اموزان در به ثمر رسیدن انقلاب چه بود؟

دانش اموز پسر بعد از کمی فکر کردن: تبعید امام به ترکیه!

..........................................................................................

برداشت سوم

گزارشگر: شما یه عنوان دانش اموز نسل انقلاب هدفتون از شرکت در راهپیمایی امروز چی بود؟

دانش آموز دختر: مکث میکند...... نمیدونم!

.........................................................................................

برداشت آخر:

گزارشگر: میدونی امروز یادآور کدوم یک از حادثه انقلابه؟

دانش آموز پسر: حادثه ی شهدا

( پشت صحنه) گزارشگر زیرلب: نه بگو تسخیر لانه جاسوسی و تبعید امام به ترکیه

گزارشگر: میدونی امروز یادآور کدوم یک از حادثه انقلابه؟

دانش آموز پسر:  جاسوسی حضرت انقلاب!!

جمعیت اطراف بلند میخندند: ها ها ها ها ها ها ها

آقای اتاق فرمان امروز چرا چت کردی؟! قطع کن این گزارش رو  صد دفعه بهت گفتم قبل از پخش گزارش یه میکسی٬ تدوینی٬ قیچی ای کن آبرومون رفت ! خانمها آقایان البته دانش آموزان نسل سوم انقلاب همشون اینجوری نیستنها

خوب دوستان عزیز  همینجا این پست را به پایان میرسانیم با پخش تصنیفی دلنشین از عارف قزوینی

آخ من قربون اون صورت خوشگلت برم
تو دلت غم نشینه قربون اون دلت برم
پاشو باز با من برقص تا گل بریزم زیر پات
تا به آتیش بکشی صحنه رو با دلبری هات

خشگلا باید برقصن
خشگلا باید برقصن

تو اگه میخوای برات زمستونو بهار کنم
واصه تو از آسمون ستاره رو شکار کنم
تو گل یاس منی دشت شقایق واصه چی؟
تا منو داری دیگه این همه عاشق واصه چی؟

خشگلا باید برقصن
خشگلا باید برقصن

دوستان عزیز بسیار بسیار معذرت میخوام!  آقای اتاق فرمان دیگه شورشو درآوردیها! آخه مگه تو گرد نخود زدی که امروز چت مخ شدی! الان میام پدرت رو درمیآرم بی فرهنگ بی شعور بی ادب بی تربیب