این جمله ها را امروز بارها شنیده ام که درباره تقسیم بندی تاvیخ سینمای ایران است:

باید تقسیم بندی سینمای قبل و بعد از موج نوی اواخر دهه 40 و یا قبل و بعد از انقلاب را فراموش کرد، امروز سینمای ایران به دو قسمت قبل از فرهادی و بعد از فرهادی یا قبل از فیلم جدایی... و بعد فیلم جدایی... تقسیم شده است.

 
اولین تصویری که از اصغر فرهادی در مراسم گلدن گلوب دیده ام در پس زمینه همراه با پیمان معادی مشغول قدم زدن و عکس انداختن بر روی فرش قرمز پر زرق و برق مراسم بود.

دومین تصویر، فرهادی را خندان در کنار جودی فاستر که دور یک میز نشسته اند نشان میداد.

سومین و مهمترین تصویر، اصغر فرهادی را نشان میداد که بعد از اعلام نام فیلم "یک جدایی از ایران" توسط مدونا، دارد از روی صندلی اش بلند میشود و در همین حین جودی فاستر یک هورای کوچک برایش می کشد! و او به همراه پیمان معادی قدم زنان از کنار صندلی غول های هالیوود و سینما که برایش دست میزنند عبورمیکند! به روی سن میرود و به انگلیسی از مردم صلح دوست کشورش میگوید، همان لحظه دی کاپریو و مهمترین صحنه گردانان دنیای سینما و سرگرمی با حواس جمع در مراسمی با ابعاد وسیع رسانه ایی تماشایش میکنند.

همین تصاویر برای من یکی کافیست تا بگویم بله جمله هایی بالا اصلا اغراق آمیز نیست! سینمای ایران را باید به قبل و بعد ار فیلم جدایی نادر از سیمین یا یک جدایی تقسیم کرد!

عجیب است اکنون کلمه «یک جدایی» چقدر شیرین است که دائما از زبان هنرمندان کله گنده شنیده میشود! انواع محافل سینمایی از روشنفکران تا هالیوودیها از برلین تا لس آنجلس بدون هیچ تردید و اختلاف نظری خط بطلان بر روی اسم فیلمهای پدرو آلمودوار ، برادران داردن و ... میکشند و اسم فیلم اصغر فرهادی را به عنوان بهترین فیلم سال بر زبان می اوردند.

تا چند وقت پیش نامزدی در اسکار برای ما ایرانیها که سالهای پیش فقط یک بار تجربه اش کردیم و مدتهاست به آن افتخار میکردیم دور از ذهن و به نوعی گذشتن از هفت خان رستم بود. یا فیلمهایمان را در آن حد نمیدانسیتیم و یا فکر میکردیم قاعده خاصی دارد که ما بلد نیستیم. اما الان مطمئنیم که مجسمه طلایی اسکار را برای نماینده ایران کنار گذاشته اند و فقط منتظر برگزاری مراسم اسکار هستیم تا فرهادی در سالن کداک لس آنجلس بر روی سن برود و آن را دریافت کند.و ما ایرانیها بیشتر و بیشتر پز بدهیم!

بعد از بوسه زدن بر روی خرسهای طلایی، نقره ای و گوی طلایی این بار مجسمه طلایی اسکار در انتظار آقای کارگردان است نه آقای کارگردان در انتظار آن!