بوکسی خشن اما عاطفیه ایستوود در سینما
تو صحنه تصادف سرعت ماشین رو کم میکنند که جسد ببینند!
همون آدمها میگن که عاشق بوکس اند٬ اصلا هم نمیدونن چی هست!
بوکس یعنی حیثیت٬ برای خودت کسب میکنی و از طرف مقابل صلب میکنی!
اگر جادویی تو بوکس باشه این جادوی مبارزه کردن فراتر از طاقته٬فراتر از دنده های شکسته٬کلیه های ضرب دیده و چشم کور شده!
بوکس یک عمل غیر طبیعیه چون همه چیزش برعکسه!
میخوای بری به چپ٬ قدم به چپ بر نمیداری با پای راست میری٬ برای رفتن به راست از پای چپ استفاده میکنی٬ به جای فرار از درد مثل یه آدم عاقل در گیرش میشی٬ تو بوکس همه چیز برعکسه
برای اینکه یک بوکسور بسازی باید مثل یک چوب خشک هرسشون کنی٬ نمیتونی خیلی ساده بهشون بگی هر چی بلدی فراموش کن٬ باید مجبورشون کنی تا مغز استخوان فراموش کنن! خیلی که خستشون کنی فقط به تو گوش میدن٬ فقط صدات رو میشنون٬ فقط کاری که میگی انجام میدن و نه هیچ چیز دیگه٬ بهشون نشون بدی که چطوری تعادلشون رو حفظ کنن و تعادل طرف مقابل رو بهم بزنن٬ چطوری با پای راست شتاب بگیرن و چطوری زانو ها رو خم کنن وقتی که مشت میزنن٬ چطوری جواب بدن که طرف مقابل نیاد دنبالشون٬ بعد همه چیز رو دوباره یادشون بدی٬ دوباره٬دوباره تا موقعی که فکر کنن این طوری به دنیا اومدن!
عزیز ملیون دلاری (Million Dollar Baby)

محصول سال:۲۰۰۵
ژانر:درام
کارگردان:کلینت ایستوود
بازیگران: کلینت ایستوود ـ هیلاری سوانک ـ مورگان فریمن
خلاصه فیلم:مگی دختری 31 ساله است که در تمامی سالهای عمرش با فقر زندگی کرده و احساس حقارت داشته بنابراین تصمیم می گیرد روزی قهرمان بوکس زنان شود تا از این طریق احترام و اعتباری برای خودش کسب کند . بدین منظور او نزد فرانکی که مربی بوکس و صاحب یک سالن ورزشی در لس آنجلس است می رود . اما فرانکی علاقه ای به آموزش بوکس به زنان ندارد . مگی برای جلب رضایت او بسراغ اسکرپ که دوست و همکار قدیمی فرانکی است می رود و از او می خواهد تا فرانکی را متقاعد کند . سرانجام فرانکی قبول می کند و شروع به آموزش فنون ورزش بوکس به مگی می کند تا او را آماده شرکت در مسابقات قهرمانی کند .
باید پذیرفت که بوکس ورزشی فوق العاده خشن است و اکثر فیلم هایی که در ضمینه بوکس ساخته می شوند از قاعده خشونت بهره می برند٬ولی آمیختن خشونت و قدرت طلبی بوکس و عواطف انسانی٬هنری است که انصافا فقط ایستوود قادر به انجامش بود.
ایستیوود با این فیلم ثابت می کند که یک داستان گوی کلاسیک کبیر است.سادگی و کلاسیسیم روایی و غنای ساختاری و عمق احساسی عزیز میلیون دلاری٬ این فیلم را به یکی از شاهکارهای مسلم جهان طی سالهای اخیر تبدیل کرده است.
داستان فیلم ساده و حتی تکراری است. اما این داستان به ظرافت و بدون کوچکترین حشو و زائده ای روایت شده است. نگاه به اين فيلم از زوايای مختلف، احساسات مختلفی را برميانگيزد.
این فیلم سه کاراکتر سه بعدی را به بیننده ارائه میدهد که میتوان حقیقت وجودشان را به تمام و کمال دریافت کرد.این فیلم داستان منسجمی را ارائه میدهد که نه یک کلمه کم دارد و نه یک کلمه زیاد.

اما ويژگي هاي فیلم به همین دو ویژگی ختم نمیشود.بازی های کلینت ایستوود و مورگان فریمن و هیلاری سوانک در اوج است.مورگان فریمن جدای از یک بازی درخشان در این فیلم٬ راوی قصه ی فیلم نیز هست.فریمن قبلا در فیلم رستگاری در شاوشنگ نیز روایت قصه ی فیلم را بر عهده داشت.
اما هیلاری سوانک را باید ستاره ی بازیگری فیلم لقب داد.سوانک بعد از کسب جایزه ی اسکار برای فیلم پسرها گریه نمی کنند نتوانسته بود در نقشی که مناسب با توانایی ها و استعدادهای بازیگری اش باشد ظاهر شود.وی با بازی در این فیلم و با برخورداری از راهنمایی های ایستوود یکی از بهترین بازی های سینمایی سالهای اخیر را تحقق بخشیده است.
فیلمبرداری و فیلمنامه و دیگر وجوه تکنیکی فیلم جزء بهترینهای چند سال اخیر سینمای امریکاست
دیالوگهای زیبای فیلم ثمره ی کار و خلاقیت پال هگیس است.هگیس فیلمنامه ی اقتباسی عزیز میلیون دلاری را از روی نوول طنابهای سوزان نوشته ی "اف.ایکس.تول"نوشته است.دیالوگهای فیلم به رغم شعر گونگی هرگز حالت تصنعی پیدا نمیکند و همواره در خدمت پرداخت کاراکتر و توسعه ی طرح داستانی عمل میکند.
فیلمبرداریه زیبای تام استرن نیز در تطابق با حس و محتوای کلی اثر است.اکثر صحنه های فیلم در تاریکی یا در شب است.یکی از فرازهای قابل توجه در فیلم را می توان در صحنه ای دید که فرانکی و مگی,بعد از دیدار فرانکی از خانواده ی مگی,سوار اتومبیل نشسته و مشغول صحبت با یکدیگرند٬در اینجا,با احتزاز از نورپردازی داشبوردی معمول,تاریک و روشن شدن مقطعی چهره های مگی و فرانکی,ریتم و ضرباهنگ خاص و مناسبی را به مکالمه ی آنها میدهد.
فیلم آکنده از همین ظرایف و دقایق است و دقیقا به خاطر همین فیلم عزیز میلیون دلاری را باید به دفعات دید تا پی به این نکات برد.
سینما هنری متعالیست که گوشه ای از هنرهای دیگر را میتوان در آن دید. پدیده ای شگرف است که میتوان هر تفکری٬ هر شخصیتی٬ هر زندگی ای٬ هر محیطی٬ هر زمانی را با جزییات در آن تماشا کرد٬لمسش کرد٬درکش کرد. با سینما میتوان خندید٬ با سینما میتوان گریست٬ با سینما میتوان به تفکری عمیق فرو رفت٬ با سینما میتوان مبهوت شد٬ با سینما میتوان آموخت هر چیزی را. سینما برایم زندگیست و زندگی برایم سینماست. تو این روزگار پیچیده و غبار آلود٬ تنها سینماست که به من انرژی میدهد. این وبلاگ هم برای تخلیه ی ذهنیاتم در مورد سینما و هرچیز مربوط به آن طراحی شده است. گاهی با جدیت گاهی با طنز گاهی با آرامش گاهی با تندی گاهی درست گاهی غلط٬ تراوشات ذهنم را در اینجا پیاده میکنم.